وظیفه و نقش پدر در تربیت فرزندان

حکما در حکمت عملی، تدبیر منزل را بـر سیاست مُدُن مقدّم میدانند و البتّه تهذیب اخلاق بر تدبیر منزل نیز مقدّم است. از این آیات و روایات استفاده میشود که اساس ازدواج یا نکاح که به معنی عمل همخوابگی است، بر همین حقیقت طبیعی است، نه شهوترانی و لذّتگیری. به پدری که فقط یکی از دو فرزندش را در حضور هر دوی آنها بوسید، گزارش شده است. رابطه ی بسیار نزدیکی بین ولایت و حضانت وجود دارد که گاه فهم قلمرو آنها را با مشکل مواجه می کند.تداخل عمده بین این دو مفهوم در بحث ((تربیت)) پیش می آید. این ضرب درجایی است که علاج کند و از عاقل صورت بگیرد وگرنه هیچ ارزشی ندارد و اصلاً مجاز نیست، بلکه منفور و مطرود خدا و پیامبر او است. هر آینه خدا مراقب شماست﴾. تعبیر قرآن در عبارت «تَسَاءلُونَ بِهِ» بدین معنی است که خدا مقیاس نهایی و آخری است که میتوان آن را مرکز تعاون اجتماعی قرار داد. هر تخمی که در آن کاشته شود قبول نموده و پرورش میدهد، فرزند عزیزم؛ من از دوران کودکی تو استفاده کردم و قبل از آنکه، دل تربیت پذیر تو سخت شود و عقلت مسائل دیگری را به خود مشغول نماید، به تربیت و تعلیم تو اقدام نمودم».

امام صادق(ع) بر کوشش در مهرورزی نسبت به برادران دینی تأکید نموده است و چه نیکوست که این امر از خانواده آغاز گردد: «شایسته است مسلمانان در یاری بر مهر ورزیدن به هم کوشا باشند که خدای عزّ و جلّ فرموده است: ﴿رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ﴾ (کلینی، 1365: 396). مهر و محبّت اعضای خانواده به هم سبب جلب رضایت و رحمت خدا میشود که بدیهی است چنین خانوادهای پایدار و سعادتمند است. در یک نگاه ساده متوجّه میشویم که عناصر اصلی تشکیلدهندة خانواده، یک زن و یک مرد است که مطابق آداب و رسوم اجتماعی خویش با یکدیگر پیوند زناشویی بستهاند و بعد فرزند یا فرزندانی بر جمع آنها افزوده شده است (ر.ک؛ بهشتی، 1361: 4). در واقع، «خانواده متشکّل از افرادی است که از طریق پیوند زناشویی، همخونی یا پذیرش فرزند با یکدیگر به عنوان زن، مادر، پدر، شوهر، برادر، خواهر و فرزند در ارتباط متقابل هستند، فرهنگ مشترک پدید میآورند و در واحد خاص زندگی میکنند» (ر.ک؛ جهانفر، 1376: 130ـ121)؛ یعنی «خانواده همچون گروهی از افراد است که روابط آنان با یکدیگر بر اساس همخونی شکل میگیرد و نسبت به یکدیگر خویشاوند محسوب میشوند» (همان). سوال اصلی مادران این است که چگونه میتوانم هم فرزندم را آموزش دهم و هم کارهای خودم را انجام دهم؟

گاه نیز یک کارشناس از آموزش و پرورش میآید و میگوید که بچهها راه بدی میروند، یعنی من میگویم شما گوش کنید. ارتباط عاطفی با فرزند موجب می شود که وی با والدین خویش صمیمی باشد، به آنان اعتماد کند و آنان را پناهگاه خویش در بحران های زندگی بداند. پس هرگاه در خویش چیزی دیدی که پسندیده آمد، آگاه باش که این نکویی در تو ریشه در پدرت دارد. احترام چیزی است و اطاعت چیزی دیگر، قلمرو احترام به والدین بسیار وسیع است، انسان موظف است که در هر حال با آنها محترمانه رفتار نمایند، امّا اطاعت آن گستره احترام را ندارد، بلکه محدود است و در همه جا و هر کاری اطاعت از والدین لازم نیست. از سوی دیگر، دربارة یکی از موانع ازدواج، یعنی فقر مادّی و اقتصادی میفرماید که فقر نباید مانع ازدواج گردد. آن ها فرزندشان را با تنبیه به خاطر رفتاری در یک روز و تشویق به خاطر همان رفتار در روز دیگر، گیج نمی کنند. اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب میکند که پایهگذاران آن یعنی زن و شوهر، در تحکیم و پایداری این بنا، نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که بر تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن اصرار ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدّس تا پایان حفظ شود.

اگر واژهای را در مورد یکی از فرزندان بکار میبرید، سعی کنید همان لفظ یا مشابه آن را برای دیگران هم بکار ببرید. والدین در تجهیز اعتقادی و دین مدار ساختن فرزندان خود، در پیشگاه خداوند مسئول هستند. ریشهاش نیز شاید از ناآگاهی نشئت گرفته از کمبود مطالعه در حوزه دین و سبک زندگی ایرانی – اسلامی و تربیت دینی است. لذا قرآن به شوهر میفرماید، مسایل زندگی را برای همسر عزیز، امّا در حال عصبانیّت تشریح کن، آثار مخرّب را برای او بازگو، خسارات محتمل را برای او تذکّر ده و اگر فایده نداشت، او را با هجرت و جدایی موقّت آزمایش کن تا شاید تلخی جدایی دایمی را بفهمد و اگر باز موقعیّت را درک نکرد، با یک ضرب و زدن بسیار خفیف و کم او را تکان بده تا از اسارت لجاجت و احساسات آزاد گردد و از خودکشی و خانوادهکشی نجات یابد و این هم به خاطر شدّت علاقهای است که مرد نسبت به همسر خود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید